جستجو در مقالات منتشر شده


۷ نتیجه برای مقدسی

جمشید نجفیان، بهروز مقدسی،
دوره ۱، شماره ۲ - ( بهار ۱۳۷۶ )
چکیده

مالاریا یک بیماری انگلی ناشی از پروتوزوئر پلاسمودیوم می باشد. نواحی آندمیک آن مناطق گرمسیری هستند. به طور کلاسیک توسط حملات لرز، تب و تعریق مشخص می شود. در این گزارش یک مورد مالاریای بدون تب آن هم در نواحی غیر آندمیک معرفی می شود. یک مرد ۶۰ ساله با تابلوی درد شکمی مراجعه نمود. در معاینه فقط بزرگی طحال وجود داشت. در بررسی های انجام شده انگل مالاریا در خون کشف شد. این بیمار پس از درمان دارویی تحت عمل جراحی اسپلنکتومی قرار گرفت.

علیرضا رضایی اشتیانی، فردین فرجی، مهدی مقدسی، شادی پیراسته، افسون طلائی زنجانی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده

مقدمه: رابطه بین مولتیپل اسکلروز(MS) و سردرد به خوبی شناخته نشده است. مطالعات مختلفی که رابطه بین این دو را بررسی کرده‌اند نتایج متفاوتی در برداشته‌اند. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه به بررسی رابطه سردردهای اولیه و MS در بیماران ایرانی مبتلا به MS بپردازیم. روش کار: در این مطالعه کوهورت تاریخی، ۱۱۷ مورد از بیماران مبتلا به MS بالینی قطعی، در گروه مورد و۳۵۱ نفر از افراد سالم در گروه کنترل قرار گرفتند. شیوع سردردهای اولیه در دو گروه براساس پرسش‌نامه‌ای که توسط پزشک معاینه کننده تکمیل می‌شد مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای مورد بررسی عبارت بودند از: سن، جنس، نوع MS ، درجه ناتوانیEDSS، مدت بیماری M‏S ، داروی مورد مصرف و خصوصیات سردرد براساس معیارهای انجمن بین ا لمللی سردرد (IHS). برای آنالیز آماری از آزمون های کای دو، تست تی و تست دقیق فیشر، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج: در این مطالعه، ۸/۵۳ درصد از افراد مبتلا به MS و ۴/۲۷ درصد از افراد گروه کنترل، سردرد مزمن داشتند(۰۰۰۱/۰=p). فراوانی سردرد میگرن و سردرد تنشی در بیماران مبتلا به MS به ترتیب ۰۱/۷۳ درصد و ۹۸/۲۶ درصد و در گروه کنترل به ترتیب ۶/۴۰ درصد و ۷/۵۸ درصد بود. هم‌چنین بین نوع عودکننده - فروکش کنندهMS (RR) و سردرد میگرن ارتباطی معنی دار وجود داشت(۰۰۰۱/۰=p). سردرد با مصرف اینترفرون و مدت بیماری و درجه EDSS ارتباطی نداشت(۰۵/۰


بهروز مقدسی، زهرا مقدسی، پروانه طاهری نسب،
دوره ۱۳، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۹ )
چکیده

  مقدمه: تحقیقات نشان می‌دهد تمرینات ورزشی تاثیر عمده‌ای در بازتوانی ریوی بیماران مبتلا به آسم دارد و بهبودی عملکرد ریه‌ها می‌تواند سهم بسزایی در سلامتی بیماران آسمی داشته باشد. هدف از این تحقیق، بررسی تاثیر تمرینات ورزشی بر عملکرد ریوی و تظاهرات بالینی و علایم و نشانه‌های بیماران مبتلا به آسم می‌باشد.

  روش کار: این پژوهش مطالعه‌ای نیمه تجربی با طرح یک گروهی و آزمون قبل و بعد مربوط به ۲۴ فرد بزرگسال مبتلا به آسم خفیف تا متوسط مراجعه کننده به بیمارستان بوعلی اردبیل در سال ۱۳۸۶ بودند که در یک برنامه ورزشی شرکت کردند و اطلاعات با استفاده از پرسش‌نامه تظاهرات بالینی بیماران مبتلا به آسم وتست اسپیرومتری جمع‌آوری گردید.

  نتایج: انجام تمرینات ورزشی در بهبود عملکرد ریوی بیماران مبتلا به آسم موثربوده است و تمرینات باعث کاهش علایم و نشانه‌های آسم نظیرخس خس سینه، کوتاهی نفس‌ها ،تننگی نفس وسرفه شده است.

  نتیجه گیری: تمرینات ورزشی نقش موثری در بهبود تظاهرات بالینی بیماران مبتلا به آسم خواهد داشت.


پارسا یوسفی چایجان، فاطمه دره، زهرا مقدسی، مریم مشایخی،
دوره ۱۳، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۹ )
چکیده

  مقدمه: عفونت ادراری در کودکان شایع ترین بیماری دستگاه ادراری- تناسلی و دومین عفونت شایع بعداز سرماخوردگی ویرال می باشد. انجام کشت ادراری به عنوان تشخیص پیگیری این بیماران نقش مهمی رادارد و نحوه نمونه گیری تاثیرزیادی برروند درمانی دارد.هدف از پژوهش حاضر،بررسی تاثیر شستشوی ناحیه ژنیتال بر نتایج کشت ادراری در دختران ۱۲-۳ ساله مراجعه کننده به بیمارستان امیرکبیر اراک می باشد.

  روش کار: این مطالعه به صورت مورد - شاهدی می باشد. ۶۲۰ کودک دختر۱۲-۳ساله مراجعه کننده به درمانگاه اطفال وکلینیک تخصصی امیرکبیردرسال ۱۳۸۵که با شک به UTI درخواست آزمایش ادراری برای آنها شده بود، بررسی شدند.جمعیت مورد مطالعه شامل بیمارانی بود که سابقه مصرف آنتی بیوتیک درطی۷ روزگذشته ، سابقه سوندگذاری وآنومالی ژنیتال و التهاب و دیس شارژ ژنیتال را نداشتند.بیماران بطورتصادفی ساده به دوگروه شستشووبدون شستشو وارد شدند. پس از جمع آوری اطلاعات،داده های موجود مورد آنالیز آماری نرم افزاری SPSS وآزمون T قرار گرفت وتاثیرشستشوی ناحیه ژنیتال درکاهش آلودگی کشت ادراری تعیین شد.

  نتایج: از۳۱۰بیماردرگروه باشستشو ۱۱نفر UTI (۷/۳%) و۳نفرآلودگی (۱%) و۲۹۶نفر(۳/۹۵%) نرمال گزارش شدند واز ۳۱۰بیماردرگروه بدون شستشو۱۴نفر UTI (۷/۴%) و۶ نفرآلودگی (۲%) و ۲۹۰ نفر نرمال (۳/۹۳%)گزارش شدند.میزان آلودگی درگروه باشستشو۱% ودرگروه بدون شستشو۲% بود. براساس۴۹۱/۰ Pvalue= درهردوگروه ازنظرآماری تفاوت معناداری بین دوگروه یافت نشدوتوزیع نتایج آزمایش دردوگروه درسطح۰۵/۰ α= ازلحاظ آماری یکسان بود.

  نتیجه گیری : ارتباط معناداری بین شستشوی ناحیه ژنیتال وکاهش میزان آلودگی کشت ادراری یافت نشد ، پس شستشوی ناحیه ژنیتال درکاهش آلودگی کشت ادراری چندان موثرنمی باشد .


آیدا معینی، سیروس فارسی، مهرزاد مقدسی،
دوره ۲۲، شماره ۲ - ( دو ماهنامه خرداد و تیر ۱۳۹۸ )
چکیده

زمینه و هدف: کورکومین یکی از مهمترین پلیفنولهای تغذیهای است که مصرف بالایی در رژیم­های غذایی روزانه دارد و در تعدیل برخی مسیرهای پیامرسان درون سلولی مرتبط با تنظیم حجیم شدن آسیب شناختی عضله به ایفای نقش میپردازد. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر مکمل یاری کورکومین بر بیان ژن­های تنظیمگر فرآیندهای آسیب شناختی عضله قلبی رتها است.
مواد و روشها: در این پژوهش تجربی، ۱۲ سر موش نر نژاد اسپراگ دالی بعد از هشت هفته استفاده از رژیم غذایی پرچرب به دو گروه کنترل چاق (۶=n) و مکمل یاری کورکومین (۶=n) تقسیم شدند. مصرف مکمل کورکومین در مجموع به مدت هشت هفته اجرا شد. ۲۴ ساعت پس از اتمام پروتکل مکمل کورکومین، رتها تشریح و عضله قلبی آن­ها جدا شد. میزان بیان ژنهای AMPK، mTOR، S۶K، ۴EBP، COL۱، COL۳ و Ang با تکنیک Real-Time PCR انجام گرفت. میزان بیان ژنها با استفاده از روش∆∆CT-۲ محاسبه شد. برای تعیین معنادار بودن متغیرها بین گروه­های تحقیق از آزمون آماری تحلیل واریانس یکطرفه استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: این پژوهش با کد اخلاق IR.SUMS.REC,۱۳۹۶.S۴۴۶ توسط کمیته اخلاق پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شیراز به تصویب رسید.
یافتهها: نتایج نشان داد گروه مکمل یاری کورکومین نسبت به گروه دارونما منجر به کاهش بیان ژن ­های mTOR (۰۰۱/۰p<S۶K (۰۱۱/۰p<۴EBP (۰۰۵/۰p<)، کلاژن ۱ (۰۰۲/۰p<)، کلاژن ۳ (۰۰۱/۰p<) و Ang (۰۰۳/۰p<) شد. ‌هم‌چنین یک افزایش در بیان ژن AMPK (۰۰۱/۰p<) دیده شد که از لحاظ آماری معنادار بود.
نتیجهگیری: بهنظر میرسد که مصرف مکمل کورکومین با دوز ۱۰ میلیگرم تا حدودی می‌تواند حجیمشدن آسیب شناختی عضله قلبی را از طریق کاهش یا عدم افزایش بیان ژن mTOR در رتهای چاق و از طرفی افزایش بیان ژن AMPK تعدیل کند و بر کاهش هایپرتروفی آسیب شناختی در دوره مصرف مکمل کورکومین تأثیرگذار باشد.

اکرم جوکار، هما شیخانی شاهین، مهرزاد مقدسی، علیرضا جوهری،
دوره ۲۶، شماره ۵ - ( آذر و دی ۱۴۰۲ )
چکیده

به­طور متوسط بیمارانی که به NASH مبتلا هستند تقریبا با گذشت هفت سال، بیماری آن­ها به فیبروز تبدیل می­شود و برگشت­پذیری در این مرحله بسیار مشکل می­شود زیرا که این بیماری یک مرحله برگشت­ناپذیر از بیماری کبدچرب غیرالکلی است (۲)تحقیقات به این نتیجه رسیده­اند که با فعالیت ورزشی التهاب کبد و مقاومت به انسولین کاهش و حساسیت به انسولین افزایش می­یابد (۳). حال آن­که ورزش باعث بالا رفتن پروستاگلاندین­ها و cAMP می­شود. هورمون­های ذکر شده موجب مهار عملکرد TNF-α می­شوند (۶). از سوی دیگر سیتوکین­های ضدالتهابی بر اثر ورزش افزایش می­یابد و باعث مهار افزایش TNF-α می­شوند. با افزایش تولید و ترشح TNF-α عوامل التهابی دیگر از جمله سیگنالینگ TGF-β۱ فعال می­شود و سیگنالینگ فیبروزیس در سلول­های کبد شروع خواهد شد (۵). TGF-β۱ (Transforming growth factor beta ۱) یکی از اعضای خانواده بزرگ فاکتورهای رشد تغییردهنده بتا (TGF-β) و سایتوکاین کلیدی در چاقی و مقاومت انسولینی می­باشد (۷).در پژوهشی، طی ۴۸ هفته اعمال رژیم پرچرب به رت­ها دریافتند که از هفته هشتم به بعد استئاتوزیس در کبد رت­ها به­وجود می­آید و میزان TGF-β۱ در آن­ها افزایش معنادار یافت. آن­ها در پایان به این نتیجه رسیدند که این عامل می­تواند از مشخصه­های اصلی تعیین درجه فیبروز کبدی در بیماران مبتلا به NASH باشد (۱۰).  تمرینات تناوبی با شدت بالا (High-intensity interval training, HIIT) از جمله مدل­های جدید تمرینی هستند که تاثیرات مثبت آن­ها در انواعی از بیماری­های متابولیکی مشخص شده است (۱۳).از طرف دیگر پژوهش­های بسیار اندکی درباره تاثیر محیط آبی و شنا بر میزان بهبود متابولیسم و التهاب در بیماران NASH وجود دارند. بر اساس نتایج یک مرور نظامند در سال ۲۰۱۸ نشان داده شد که تمرین استقامتی در آب باعث بهبود التهاب سیتمیک و کنترل وزن شد (۱۸). با وجود نتایج متناقض در این زمینه و اثرات مفید تمرین در آب و هم­چنین علاقه ذاتی انسان به آب، هم­چنان تاثیر تمرین فاصله­ای با شدت بالا در آب در بیماران مبتلا به استئاتوهپاتیت غیرالکلی توسط محققان تحقیق حاضر مشاهده نشده است. از این­رو تاثیر هشت هفته تمرین فاصله­ای با شدت بالا در آب بر عوامل التهابی در بیماران مبتلا به استئاتوهپاتیت غیرالکلی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش­ها: در این مطالعه رت­ها با سن هشت هفته به دو گروه سالم (۲۰= n) و رژیم پرچرب (HFD) (۲۰= n) تقسیم شدند. پس از هشت هفته و اثبات القا بیماری، گروه HFD به­طور تصادفی به دو گروه کنترل-بیمار (۹= n)، تمرین- بیمار (۹= n)، تقسیم شدند؛ هم­چنین گروه سالم نیز به دو گروه کنترل-سالم (۹= n) و تمرین-سالم (۹= n) تقسیم شدند. رت­های گروه تمرین، تمرین HIIT شنا، شامل ۲۰ نوبت ۳۰ ثانیه­ای شنا با ۳۰ ثانیه استراحت بین هر نوبت را به­مدت هشت هفته (سه روز در هفته) انجام دادند. برای مشخص نمودن تفاوت میان گروه­ها از آزمون آماری آنووای یکراهه و آزمون تعقیبی بونفرونی (۰۵/۰P<) استفاده شد.
ملاحظات اخلاقی: پروپوزال این مطالعه، توسط کمیته اخلاق دانشگاه علوم پزشکی شیراز مورد تایید قرار گرفته است (IR.SUMS.REHAB.REC,۱۴۰۰.۰۰۸).

یافته ها: همان­گونه که در نمودار ۱مشخص است؛ بر اساس نتایج آزمون تحلیل واریانس یکطرفه، می‌توان گفت تفاوت معناداری بین میانگین TNF-α سرم خون وجود داشت (۰۰۱/۰=P). با توجه به نتایج آزمون تعقیبی بونفرونی این تفاوت­ها در متغیر TNF-α سرم خون، بین گروه­های کنترل-سالم با کنترل-بیمار (۰۰۱/۰=P)، تمرین-بیمار (۰۰۱/۰=P) و تمرین-سالم (۰۰۲/۰=P)، کنترل-بیمار با تمرین-بیمار (۰۱۲/۰=P) و تمرین-سالم (۰۰۱/۰=P)، تمرین-سالم با تمرین-بیمار (۰۰۲/۰=P) بود.  با توجه به نمودار ۲این­گونه دریافت می­شود که در هر چهار گروه در متغیر TGFβ۱ تفاوت معنادار وجود ندارد (۰۶۸/۰=p). با این­حال با مقایسه میانگین­ها این­گونه دریافت می­شود که میزان پروتئین TGFβ۱ به دنبال فعالیت ورزشی تناوبی شنا با شدت بالا در گروه تمرین-بیمار نسبت به کنترل-بیمار به اندازه ۱۹۶۸/۴۹ درصد کاهش یافته است. این در حالی است که این پروتئین در گروه تمرین-سالم نسبت به کنترل-بیمار به اندازه ۲۷۴۱/۴۵ درصد کاهش یافته بود. در شکل ۱ باندهای پروتئینی مربوط به پروتئین TGFβ۱ نشان داده شده است.
بحث ونتیجه­ گیری

نتایج تحقیق حاضر نشان دادند که تمرینات تناوبی شنا با شدت بالا باعث کاهش عوامل التهابی و فیبروزی می­شوند و در مجموع می­توان نتیجه گرفت هشت هفته تمرینات شنای تناوبی باشدت بالا باعث بهبود عوامل التهابی و فیبروزی مرتبط با بیماری استئاتوهپاتیت غیرالکلی می­شود. با این حال برای حصول نتیجه قطعی، می­بایست این نوع تمرینات را در مطالعات انسانی در این جامعه بیمار مورد مطالعه قرار داد.
تقدیر و تشکر
مقاله حاضر برگرفته از پایان­نامه دانشجویی دوره کارشناسی ارشد فیزیولوژی ورزشی (نویسنده اول) موسسه آموزش عالی زند شیراز با کد اخلاق IR.SUMS.REHAB.REC,۱۴۰۰.۰۰۸ می­باشد. در پایان از تمامی دوستان و همکارانی که در طی مراحل این پژوهش یاری­کننده ما بودند، صمیمانه سپاسگزاری می­نماییم.
تضاد منافع
نویسندگان این مقاله، هیچ نفع متقابلی از انتشار آن ندارند.
سهم نویسندگان (میزان مشارکت)
هر چهار نویسنده در آماده­سازی این مقاله مشارکت داشته­اند.





 
مهدی مسیبی، رضا حاج حسین، منا مقدسی،
دوره ۲۶، شماره ۶ - ( بهمن و اسفند ۱۴۰۲ )
چکیده

مقدمه: فاسیولوزیس یکی از مهمترین عفونتهای انگلی مشترک بین انسان و دام است که آسیب های بهداشتی و صدمات اقتصادی زیادی را در مناطق مختلف ایران به وجود می آورد.  جهت کنترل این بیماری از مواد شیمیایی استفاده می گردد، که در برخی از موارد، مقاومت در برابر آلودگی مشکلات زیست محیطی را ایجاد می نماید. در این مطالعه تاثیر غلظتهای مختلف عصاره متانولی به لیمو بر روی تخم های فاسیولا هپاتیکا مورد بررسی قرار گرفت.
روش کار: تخم های فاسیولا هپاتیکا از کبد و کیسه صفراء گوسفند های آلوده جمع آوری گردید، تخم ها تا زمان آزمایش داخل یخچال در دمای ۴ درجه سانتی گراد نگهداری گردید. عصاره الکلی"به لیمو" از برگ خشک به لیمو تهیه شد.  تخم ها در غلظت های مختلف از عصاره به لیمو (۱۰، ۲۰، ۳۰، ۴۰، ۵۰، ۷۵ و ۱۰۰ درصد) قرار داده شد. در گروه کنترل تخم ها در آب بدون کلر قرار گرفت. تخم ها و مراحل رشد جنین تا کامل و آزاد شدن میراسیدیوم هر روز مورد بررسی قرار می گرفتند.
ملاحظات اخلاقی:  این مطالعه پس از دریافت کد اخلاق (  ۹۳-۱۷۵-۱۳) از شورای پژوهشی دانشگاه انجام شد.
یافته ها: در غلظت ۱۰ درصد از عصاره به لیمو، میراسیدیوم بعد از ۱۶ روز  در داخل تخم تشکیل گردید. با افزایش غلظت عصاره، زمان تشکیل میراسیدیوم در داخل تخم نیز افزایش یافت.
نتیجه گیری: مطالعه ما نشان می دهد عصاره به لیمو به عنوان یک عامل بازدارنده تکامل تخم فاسیولا است.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله دانشگاه علوم پزشکی اراک می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Arak University of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb