۶ نتیجه برای پیراسته
پارسا یوسفی، علی سیروس، فاطمه دره، شادی پیراسته،
دوره ۱۰، شماره ۲ - ( فصلنامه ۱۳۸۶ )
چکیده
مقدمه: دردهای شکمی مزمن و راجعه یکی از شایعترین علل مراجعه کودکان به درمانگاههای تخصصی اطفال میباشد که سبب اضطراب والدین و کودک میشود. عامل این دردها در ۲۰ درصد موارد هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک میباشد. با توجه به این که هیدروکلروتیازید داروی مؤثری در درمان هیپرکلسیوری است لذا بر آن شدیم اثر دارو برکاهش دردهای شکمی مزمن را در کودکان دختر مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک بررسی کنیم. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی بالینی یک سو کور ۱۰۰ نفر کودک دختر ۱۲- ۵ ساله مبتلا به دردهای مزمن و راجعه شکمی که دچار هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک بودند به روش تصادفی به دو گروه کنترل و مورد مداخله تقسیم شدند. در هر دو گروه آموزشهای لازم جهت مصرف مایعات فراوان و کاهش نمک غذایی به والدین و اطفال داده شد. در گروه مورد مداخله علاوه بر این آموزشها هیدروکلروتیازید نیز با دوز واحد روزانه ۱ میلیگرم بر کیلوگرم تجویز شد. گروه کنترل به مدت ۳ ماه پس از شروع رژیم غذایی و گروه مورد مداخله تا ۳ ماه پس از رفع هیپرکلسیوری از لحاظ تعداد حمله های درد شکمی و علائم همراه به طور ماهانه بررسی شدند. سپس نتایج با استفاده از آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج: نتایج مقایسه آماری نشان داد که بین میانگین تعداد دفعات درد در ماه اول ۳۸/۰، ماه دوم ۴/۰ و ماه سوم ۲۶/۰ در گروه مورد مداخله نسبت به میانگین درد در ماه اول ۶۰/۱ ، در ماه دوم ۹۴/۱ و ماه سوم ۸۴/۱ در گروه کنترل کاهش معنیداری وجود داشت(۰۰۱/۰p<). نتیجه گیری: به نظر میرسد که مصرف هیدروکلروتیازید به عنوان یک داروی کم خطر و ارزان با دوز واحد روزانه میتواند در کاهش دردهای شکمی مزمن و راجعه کودکان مبتلا به هیپرکلسیوری ایدیوپاتیک مؤثر باشد.
علیرضا رضایی اشتیانی، فردین فرجی، مهدی مقدسی، شادی پیراسته، افسون طلائی زنجانی،
دوره ۱۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: رابطه بین مولتیپل اسکلروز(MS) و سردرد به خوبی شناخته نشده است. مطالعات مختلفی که رابطه بین این دو را بررسی کردهاند نتایج متفاوتی در برداشتهاند. لذا بر آن شدیم تا در این مطالعه به بررسی رابطه سردردهای اولیه و MS در بیماران ایرانی مبتلا به MS بپردازیم. روش کار: در این مطالعه کوهورت تاریخی، ۱۱۷ مورد از بیماران مبتلا به MS بالینی قطعی، در گروه مورد و۳۵۱ نفر از افراد سالم در گروه کنترل قرار گرفتند. شیوع سردردهای اولیه در دو گروه براساس پرسشنامهای که توسط پزشک معاینه کننده تکمیل میشد مورد ارزیابی قرار گرفت. متغیرهای مورد بررسی عبارت بودند از: سن، جنس، نوع MS ، درجه ناتوانیEDSS، مدت بیماری MS ، داروی مورد مصرف و خصوصیات سردرد براساس معیارهای انجمن بین ا لمللی سردرد (IHS). برای آنالیز آماری از آزمون های کای دو، تست تی و تست دقیق فیشر، همبستگی و رگرسیون خطی استفاده شد. نتایج: در این مطالعه، ۸/۵۳ درصد از افراد مبتلا به MS و ۴/۲۷ درصد از افراد گروه کنترل، سردرد مزمن داشتند(۰۰۰۱/۰=p). فراوانی سردرد میگرن و سردرد تنشی در بیماران مبتلا به MS به ترتیب ۰۱/۷۳ درصد و ۹۸/۲۶ درصد و در گروه کنترل به ترتیب ۶/۴۰ درصد و ۷/۵۸ درصد بود. همچنین بین نوع عودکننده - فروکش کنندهMS (RR) و سردرد میگرن ارتباطی معنی دار وجود داشت(۰۰۰۱/۰=p). سردرد با مصرف اینترفرون و مدت بیماری و درجه EDSS ارتباطی نداشت(۰۵/۰
علی سیروس، شیرین پازکی، داوود گودرزی، ملیحه یاوری، عصمت بابائی، شادی پیراسته،
دوره ۱۱، شماره ۲ - ( ۴-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: داروی کتامین خوراکی به عنوان یک ضد درد کم عارضه نسبت به مخدرها، در سندرمهای مختلف مورد استفاده قرار گرفته است ولی تأثیر آن در درمان رنال کولیک بررسی نشده است. این مطالعه جهت بررسی این موضوع طرح ریزی شد. روش کار: دراین کارآزمایی بالینی ۱۰۴ بیمار مبتلا به رنال کولیک بستری در بخش اورژانس به روش بلوک بندی تصادفی به دو گروه تقسیم شدند. گروه B پتیدین(۱ میلی گرم بر کیلوگرم تا حداکثر ۱۰۰ میلی گرم) و دارونما و گروه A پتیدین با همان دوز و کتامین (۵/۰ میلی گرم بر کیلوگرم) دریافت نمودند. بیماران از نظر شدت درد بر اساس چارت VAS، شدت تهوع براساس مقیاس ۳-۰ و تعداد دفعات استفراغ در ساعت ۱ , ۲ و ۳ پس از دریافت دارو مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات توسط آزمون آماری تی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: میانگین میزان درد در گروه کتامین در کلیه ساعات و میانگین شدت تهوع در ساعات اول و سوم در گروه کتامین نسبت به گروه پلاسبو کاهش معنیدار داشت(۰۵/۰ p<) تعداد دفعـــات استفراغ نیز در گروه کتامین به میزان معنیداری کمتر از گروه دیگر بود (۰۵/۰ p<). در گروه دریافت کننده کتامین فقط در یکی از بیماران عارضه خفیف به صورت علائم سایکوتومیمتیک تظاهر نمود. نتیجه گیری: با توجه به تأثیر قابل ملاحظه کتامین در کاهش درد، تهوع و استفراغ بیماران و عدم عارضه جانبی میتوان از این دارو به عنوان درمان کمکی در بیماران مبتلا به رنال کولیک و در جهت کاهش میزان مصرف داروی مخدر مصرفی استفاده کرد.
فردین فرجی، اکرم رنجبر، بابک عشرتی، افسون طلائی، ناهید شفیعی، شادی پیراسته،
دوره ۱۱، شماره ۳ - ( ۷-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: در سالهای اخیر استرس اکسیداتیو به عنوان فاکتور زمینه ساز بسیاری از بیماریها از جمله سکته مغزی مورد توجه قرار گرفته است. با توجه به نقش فاکتورهای ژنتیکی، جغرافیائی و نژادی در شیوع متفاوت سکته مغزی در دنیا بر آن شدیم تا به مقایسه شاخصهای استرس اکسیداتیو در افراد مبتلا به سکته مغزی و افراد سالم، در این منطقه جغرافیائی بپردازیم. روش کار: در این مطالعه مورد-شاهدی ۳۶ نفر از افراد بالای ۵۰ سال با تشخیص سکته مغزی حاد به عنوان گروه مورد و ۴۵ نفر از افراد سالم همسان از نظر سن و جنس به عنوان گروه شاهد، در صورت داشتن معیارهای ورود، وارد مطالعه شدند. از تمامی افراد ۵ سی سی خون گرفته شد و پس از سانتریفوژ و جدا کردن پلاسمای آنها به بررسی میزان ظرفیت آنتی اکسیدانی تام پلاسما، پراکسیداسیون لیپیدی و میزان گروههای تیول پلاسما به ترتیب با روشهای FRAP ، TBA و HU پرداخته شد. سپس نتایج با استفاده از آزمون تی مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. نتایج: نتایج مقایسه آماری نشان داد که ظرفیت آنتی اکسیدانی تام و گروه تیول پلاسما در گروه مورد نسبت به گروه شاهد کاهش داشت که تنها در گروه تیول از نظر آماری معنیدار بود(۰۰۱/۰=p) در حالی که میزان پراکسیداسیون لیپیدی در گروه مورد نسبت به گروه شاهد افزایش داشت که از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجه گیری: به نظر می رسد کاهش سیستم دفاع آنتی اکسیدانی در سکته مغزی در افزایش آسیب ناشی از رادیکالهای آزاد موثر است و لذا شاید مصرف هر چه بیشتر مواد غذائی و داروئی حاوی آنتی اکسیدان در کنترل و کاهش روند تخریب بافتی موثر باشد.
فردین فرجی، افسون طلائی زنجانی، بابک عشرتی، شادی پیراسته،
دوره ۱۱، شماره ۴ - ( ۱۰-۱۳۸۷ )
چکیده
مقدمه: سکته مغزی ایسکمیک یکی از علل مهم مرگ و ناتوانی میباشد اما پارامترهای پیش بینی کننده از جمله پروتئین C واکنشی و گلبول های سفید خون در این بیماری هنوز به صورت واضح مشخص نشدهاند. هدف از این مطالعه تعیین ارتباط بین میزان این دو فاکتور پلاسما به عنوان نشانگرهای التهابی در فاز حاد سکته مغزی ایسکمیک با شدت سکته مغزی و حجم انفارکت است. روش کار: این مطالعه به صورت مقطعی و در زمستان ۸۵ و بهار ۸۶ بر روی ۴۹ بیمار با سکته مغزی ایسکمیک بستری در سرویس نورولوژی بیمارستان ولیعصر اراک انجام شد. برای تمامی بیماران در بدو ورود معاینه بالینی براساس مقیاس نورولوژیک کانادایی سکته مغزی و سی تی اسکن مغز بدون کنتراست طی حداکثر ۷۲ ساعت اول بعد از شروع علائم انجام شد و با استفاده از آنها به ترتیب شدت علائم بالینی نورولوژیک و نیز حجم انفارکت محاسبه گردید. همچنین مقدار پروتئین C واکنشی و گلبول سفید خون نیز در مدت زمان مذکور اندازهگیری شد. نتایج: بین حجم انفارکت از یک طرف با مقدار پروتئین C واکنشی (۳۹/۰=p، ۱۴/۰-=r) و نیز گلبول سفید خون (۱۷/۰- =r، ۹۲/۰=p) همبستگی معنیداری وجود نداشت.همچنین بین امتیاز مقیاس نورولوژیک کانادایی سکته مغزی از یک طرف با سطح پروتئین C واکنشی (۸۱/۰=p، ۰۴/۰- =r) و نیز میزان گلبول سفید خون (۱۲۴/۰- =r، ۴۰/۰=p) همبستگی معنیدار مشاهده نشد. لیکن بین دو متغیر حجم انفارکت و امتیاز مقیاس نورولوژیک کانادایی سکته مغزی همبستگی معنیدار گزارش شد(۰۰۶/۰=p، ۴۳/۰- =r). نتیجهگیری: بین مقدار عوامل التهابی، حجم و شدت انفارکت رابطه معنیدار مشخص نگردید.
نادر زرین فر، حسین سرمدیان، علی سیروس، محمد علی دانشمند، شادی پیراسته،
دوره ۱۲، شماره ۱ - ( ۳-۱۳۸۸ )
چکیده
مقدمه: پیلونفریت از عفونتهای دستگاه ادراری است. لزوم استفاده از داروی کمکی در کاهش زمان درمان بیماری و مدت بستری، منطقی است. در این مطالعه تأثیر ویتامین C در بهبود علائم پیلونفریت بررسی شد. روش کار: در این مطالعه کارآزمایی دوسویه کور، ۶۴ نفر از بیمار بستری مبتلا به پیلونفریت حاد غیر عارضه دار شده به روش تصادفی به ۲ گروه درمان با ویتامین C و گروه پلاسبو تقسیم شدند. در هر دو گروه درمان پایه که شامل سفتریاکسون در زمان بستری و سیپروفلوکساسین در زمان ترخیص به مدت ۱۴ روز بود تجویز شد. زمان قطع علائم بیماری و نتایج حاصله توسط آزمون ۲آنالیزشد. نتایج: میانگین مدت زمان قطع تب در گروه ویتامین C (۳۴/۰۱۳/۱ روز) و در گروه پلاسبو (۶۲/۰۵۶/۱روز) کاهش معنیداری نشان داد(۰۰۱/۰ = p). متوسط زمان قطع سوزش ادرار در گروه ویتـامینC ۰۶/۱۱۹/۲ روز و در گــروه شــاهد ۰۶/۱۹۷/۲ روز بود که اختلاف معنیداری بود(۰۰۷/۰=p) . در زمان قطع درد پهلو یا شکم، تهوع واستفراغ و نیز سایر موارداختلاف معنیداری مشاهد نشد(۰۵/۰p>). نتیجهگیری: به نظر میرسد ویتامین C به عنوان یک داروی کمکی در بهبود برخی علائم پیلونفریت از جمله تب و سوزش ادرار و در نتیجه کاهش مدت زمان بستری مؤثر باشد.